تبلیغات
شاخه گل
شاخه گل
ما را به رندی افسانه کردند

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

114- پ ن پ 2012

بسیجیه منو تو دانشگاه دیده میگه شما با فیلتر شکن میرید تو فیس بوک،پَـــ نَ پَــــ سه تا صلوات میفرستیم با کله میریم تو

 

صبح پاشدم به زور، دارم لباس میپوشم، بابام میگه کلاس داری؟! میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ نگران لباسم شدم پاشدم ببینم هنوز اندازمه یا نه

 

نیمه شعبان رفیقمو بعد ۱سال دیدم... میگه آه‌ه‌ه فلانی تویی؟

پَـــ نَ پَـــ مهدی م دیدم بیشتر از این غیبت کنم مشروط میشم گفتم ظهور کنم

 

به داداشم میگم برو عصای آقاجون رو بیار؛

میگه آقاجون میخواد بره مگه؟

پـَـَـ نَ پـَـَــــ؛ میخواد به اذن پروردگار عصا رو تبدیل به اژدها کنه

 

به دوستم میگم یه ذره حجابتو درست کن ... میگیرن !

میگه کی ؟ پلیس ؟

پَـــ نَ پَــــ دست اندرکاران شبکه فشن تی وی

 

 

 

تو خیابون مارو دست تو دست باهم دیده ... از این مدلها که مثلاً مُچمونو گرفته ...

با یه لحنی میپرسه دوست دخترتونه ؟

پَـــ نَ پَـــ مامان بزرگمه ... پیش پاتون از اتوشویی گرفتمش

 

 

سر کلاس دستمو بلند کردم استاد میگه سوال داری ؟

پَــ نَ پَـــ " های هیتلر"

 

دوستم عکس جوونی‌های احمدی نژاد رو دیده میگه : احمدی نژاده؟؟

پـَـَـ نَ پـَـَــــ انریكه اگلاسیاسهِ روی صورتش اسید پاشیدن...

 

زنگ زدم به استاد، میگه چیه نمره میخوای؟

میگم پَـــ نَ پَـــ زنگ زدم ببینم فحش هایی که به خواهر مادرت دادم دلیوری شده یا نه؟


راستی سال جدید میلادی مبارک غیر نوروزی ها...

113-امان از ایرانی ها...

سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.

همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.

بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.

سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط ، لطفا !!!

112-تست خودشناسی فروید

این یک تست روانشناسی است که توسط زیگموند فروید طراحی شده.

فرض کنید که در خانه هستید و پنج اتفاق زیر همزمان پیش میاد.

1- تلفن زنگ میزنه

2- بچه تان گریه میکنه

3-یکی داره در خونه رو می زنه و صداتون میکنه

4- لباس ها را بیرون روی طناب پین کرده اید و بارون میگیره

5- شیر آب رو در آشپز خانه باز گذاشتید و آب داره سر ریز میشه

خب حالا با این وضعیت شما به ترتیب کدوم کارها رو انجام میدید؟ یعنی از شماره ی 1 تا 5 رو با چه اولویتی انجام میدید؟

اولویت های خودتونو تعیین کنید و برای تحلیلش پایین صفحه رو ببینید.



هر یک از 5 مورد بالا نشون دهنده یکی از جنبه های زندگی شماست.

1- زنگ تلفن، نشونه شغل و کار شماست.

2- گریه بچه، نشون دهنده خانواده است.

3- زنگ در خونه، نشون دهنده دوستان شماست.

4- لباس ها، نشون دهنده پول هستن.

5- سر رفتن آب، نشون دهنده میل جنسی (Sex) هستش.

ترتیب انتخاب های شما نشون دهنده اولویت های ذهن شما در زندگیه.

از من 2-3-5-1-4 بود! و از شما...؟


111- سرشماری نفوس و مسکن آبان90!

مأمور بنده خدا آمده دم در سوال‌هایی میکنه که جواب همشون میتونست یه «پ نه پ» توپ باشه. نمونه ای از سوال‌هایی که ازم پرسید رو براتون می‌نویسم که ببینید حق با من بود یا نه. بعد ببینید.

من چه حرصی خوردم که نمیتونستم این «پ نه پ»ها رو بهش بگم و مجبور بودم جواب‌های احمقانه به این سوالها بدم. موقعیت خونه ام رو میگم که بتونین تصور کنین. طبقه اول یک آپارتمان 5 طبقه.

مامور سرشماری: منزل شما به آب لوله کشی مجهز هست؟

من: «پ نه پ»، چاه داریم توی زیرزمین با  دَبه آب میکشیم میاریم بالا.

مامور سرشماری: این که توی قسمت فرزند نوشته دخترتونه؟

من: «پ نه پ»، دختر همسایمونه، من چون عقده بابا بودن دارم، روزا میاد اینجا من ادای باباشو در میارم.

مامور سرشماری: آیا شما شهرنشین هستین؟

من: «پ نه پ»، اینجا برره ست، ما تابلوش رو عوض کردیم گذاشتیم الهیه.

مامور سرشماری: سرویس بهداشتی داخل منزل هست؟

من: «پ نه پ» هر کی هرجا دلش خواست خودش رو ول میکنه

مامور سرشماری: پنجره نورگیر داخل منزل هست؟

من: «پ نه پ»، تمامش رو گل گرفتیم که خودمون رو آماده کنیم واسه خواب زمستانی

مامور سرشماری: سند منزلتون مسکونیه؟

من: «پ نه پ» تجاریه، منتها ما چون عقل نداریم، ازش مسکونی استفاده میکنیم.

مامور سرشماری: آیا منزل شما مجهز به سیستم سرمایشی، گرمایشی هست؟

من: «پ نه پ»، هم دیگر رو موقع گرما "فوت" میکنیم موقع سرما "ها" میکنیم

مامور سرشماری: منزل شما اتاق خواب دارد؟

من: «پ نه پ» ما از اونجایی که مرتاضیم، شبا روی نرده تراس میخوابیم.

مامور سرشماری: برای روشنایی منزلتان از نیروی برق استفاده میکنید؟

من: «پ نه پ»، دوتا مشعلدار استخدام کردیم، شبا میان خونمون رو روشنایی میبخشن

شاد باشید-به نقل از تابناک

110- حسین پناهی...

        مرحوم حسین پناهی هنرپیشه فقید میگفت بعد از مرگم مردم من را خواهند شناخت! شاید بعضی از اشخاص فكر میكردند وی عقل درستی ندارد اینك به بعضی از حرفهای او توجه بفرمایید

         http://images.persianblog.ir/15639_O73QZs9c.jpg

        

        ازآجیل سفره عید

        چند پسته لال مانده است

        آنها که لب گشودند؛خورده شدند

        آنها که لال مانده اند ؛می شکنند

        دندانساز راست می گفت:

        پسته لال ؛سکوت دندان شکن است !

 

        من تعجب می کنم

        چطور روز روشن

        دو ئیدروژن

        با یک اکسیژن؛ ترکیب می شوند

        وآب ازآب تکان نمی خورد!

 

        بهزیستی نوشته بود:

        شیر مادر ،مهر مادر ،جانشین ندارد

        شیر مادر نخورده،مهر مادر پرداخت شد

        پدر یک گاو خرید

        و من بزرگ شدم

        اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت

        جز معلم عزیز ریاضی ام

        که همیشه میگفت:

        گوساله ، بتمرگ!

 

        با اجازه محیط زیست

        دریا، دریا دکل می‌کاریم

        ماهی‌ها به جهنم!

        کندوها پر از قیر شده‌اند

        زنبورهای کارگر به عسلویه رفته‌اند

        تا پشت بام ملکه را آسفالت کنند

        چه سعادتی!

        داریوش به پارس می‌نازید

        ما به پارس جنوبی!

 

        رخش،گاری کشی می کند

        رستم ،کنار پیاده رو سیگار می فروشد

        سهراب ،ته جوب به خود پیچید

        گردآفرید،از خانه زده بیرون

        مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنند

        ابوالقاسم برای شبکه سه ،سریال جنگی می سازد

        وای...

        موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند!!

http://blog.yarbash.com/wp-content/uploads/2011/07/hosein-panahi.jpg

        صفر را بستند

        تا ما به بیرون زنگ نزنیم

        از شما چه پنهان

        ما از درون زنگ زدیم!

 
  • تعداد صفحات :23
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
 

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : حسین

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان